على ربانى گلپايگانى
429
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
است « 1 » . از عبارتهاى گذشته بدست مىآيد كه در ميان قدماء هم اصطلاح معقول اوّل وجود داشته است و هم اصطلاح معقول ثانى ، لكن در مورد معقول ثانى تفكيك لازم ميان معقولات ثانيه منطقى و فلسفى انجام نگرفته است و يك چنين تفكيكى ظاهرا پس از محقق طوسى ( ره ) انجام گرفته است ، و تاريخ طرح مشخص اين مسأله هم در فلسفه از دورههاى بعد از خواجه آغاز مىشود كه نمونه روشن آن را در اسفار ملاحظه نموديم . چيزى كه سبب تفكيك ميان اين دو اصطلاح ( معقولات ثانيه منطقى و فلسفى ) از يكديگر شده است اشكالى است كه برخى بر حكيم طوسى نمودهاند ، آنجا كه گفته است : و الشيئية من المعقولات الثانية و ليس متأصلة فى الوجود » « 2 » شيئيت از معقولات ثانيه است و در وجود خارجى خود واقعيت مستقل و منحاذى ندارد . بر او اشكال شده است كه شيئيت با كليت و جزئيت يا جنسيت و نوعيت كه از معقولات ثانيهاند تفاوت دارد ، زيرا وصف ماهيت خارجى است ، نه وصف ماهيت و موجود ذهنى ، و در اين صورت نبايد آن را از معقولات ثانيه بشمار آورد . مدافعان كلام محقق طوسى از اين اشكال پاسخ دادهاند كه مقصود وى از معقولات ثانيه ، اصطلاح منطقى آن نيست ، بلكه مقصود مفاد و اصطلاح فلسفى آن است . و از آن پس به تدريج در حد يك مسأله خاص در كتب كلام و فلسفه مطرح گرديد . 5 - نقش معقولات ثانيه در حل مشكل شناخت اكنون لازم است درباره ارزش اين بحث در رابطه با مسأله شناخت سخن بگوئيم ، زيرا كه مسأله معرفتشناسى در يكى دو قرن اخير به شدت انديشه
--> ( 1 ) شوارق الالهام ، ج 1 ، ص 70 . ( 2 ) كشف المراد ، مقصد 1 ، فصل 1 ، مسأله 18 .